دسته اخبار

اخبار

  • سخنراني حجت الاسلام هادي حسيني در جمع پرسنل نيروي انتظامي هنگ مرزي دهلران
  • ديدار سرپرست و كاركنان اداره با فرماندار دهلران
  • سخنراني حجت الاسلام هادي حسيني پيش از خطبه ها نماز جمعه اين هفته دهلران
  • ديدار سرپرست اداره نبليغات اسلامي دهلران با روحاني طرح هجرت شهر ميمه زرين آباد
  • يرگزاري جلسه كانون مداحان با حضور اعضاء در دهلران
  • برگزاری محفل شبي با قرآن با حضور استاد محقق
  • سفر معاون آموزشی وپژوهشی سازمان تبلیغات اسلامی به ایلام
  • راهپیمائی در اعتراض به اهانت به قرآن کریم
  • سازمان تبليغات اسلامي درپي سوزانده شدن قرآن اعلام كرد:
  • پیام ولی امر مسلمین در پی اهانت به قرآن
  • برگزاری محفل نورانی انس با قرآن
  • برگزاری طرح بینات
  • برگزاری مجالس ختم قرآن در مساجد دهلران
  • برگزاری 20کلاس آموزش قرآن
  • استقرار 35 تن از روحانیون اعزامی در دهلران
  • غباروبی مساجد
  • جلسه ي بهداشت و نکو داشت مساجد
  • محفل نورانی شبی با قرآن
  • برگزاری مراسم جشن میلاد حضرت رقیه (س) در دهلران
  • آزمون ورودي تربيت داورمسابقات قرآني
  • دوره آزمون حفاظ قرآن كريم
  • برپائی ایستگاه صلواتی
  • جشن اعياد شعبانيه
  • برگزاری مراسم گرامیداشت شهدای هفت 7تیر در دهلران
  • برگزاری محفل نورانی عصری با قرآن در دهلران
  • برگزاری سنت حسنه اعتکاف در مساجد دهلران
  • برگزاری مراسم جشن میلاد امام علی (ع) در شب ولادت امام علی (ع)
  • مراسم مولودی خوانی به مناسبت ولادت با سعادت امام محمد تقی (ع)
  • 12سوال قرآنی از امام هادی علیه السلام
  • برگزاری جلسه هماهنگی جهت برگزاری اعتکاف در دهلران
  • جستجو

    لینک های مرتبط

    اخبار :: تحقق جهان اسلام با تربيت ديني

    [ سرويس مقالات ] [ کل اخبار ] [ چاپگر ] [ نسخه چاپي ]

    تحقق جهان اسلام با تربيت ديني

    سرويس : مقالات
    88/12/03-15:02
    2010-02-22 15:02:46
    آخرين مشاهده : 90/10/26-03:58
    72 : کد خبر

    تعداد مشاهده : 292


     

    تمام كتب انبياء خصوصاً كتاب مقدس قرآن كريم، كوشش دارند به اينكه انسان را تربيت كنند امام خميني(ره) مي فرمايند: اصلاح عالم در پرتو تربيت انسان است، انبياء هم كه آمده اند از طرف خداي تبارك و تعالي، براي همين تربيت بشر و براي انسان سازي است. براي اينكه با تربيت انسان عالم اصلاح مي شود. آنقدركه انسان غير تربيت شده مضر است به جوامع، هيچ شيطاني و هيچ حيواني و هيچ موجودي آنقدر مضر نيست و آنقدر كه انسان تربيت شده مفيد است براي جوامع، هيچ ملائكه و هيچ موجودي آنقدر مفيد نيست. اساس عالم بر تربيت انسان است، انسان عصاره ي همه ي موجودات است و فشرده تمام عالم است . و انبياء آمده اند براي اينكه اين عصاره بالقوه را بالفعل كنند و انسان يك موجودي الهي بشود كه اين موجود الهي تمام صفات حق تعالي در اوست و جلوه گاه نور مقدس حق تعالي است. مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي مي فرمايند:اگر چه آباد كردن هر بخشي از اين مجموعه ي عالم وجود كه دست ما به آن مي رسد، ارزش والايي دارد اما هيچ آبادكردني به قدر آباد كردن روان انسان و فكر انسان كه در حقيقت راه آينده را ترسيم مي كند.
    تحقق جهان اسلام با تربيت ديني ؛ فرهنگ امر به معروف ونهي ازمنكر
    تمام كتب انبياء خصوصاً كتاب مقدس قرآن كريم، كوشش دارند به اينكه انسان را تربيت كنند امام خميني(ره) مي فرمايند: اصلاح عالم در پرتو تربيت انسان است، انبياء هم كه آمده اند از طرف خداي تبارك و تعالي، براي همين تربيت بشر و براي انسان سازي است. براي اينكه با تربيت انسان عالم اصلاح مي شود. آنقدر كه انسان غير تربيت شده مضر است به جوامع، هيچ شيطاني و هيچ حيواني و هيچ موجودي آنقدر مضر نيست و آنقدر كه انسان تربيت شده مفيد است براي جوامع، هيچ ملائكه و هيچ موجودي آنقدر مفيد نيست. اساس عالم بر تربيت انسان است، انسان عصاره ي همه ي موجودات است و فشرده تمام عالم است . و انبياء آمده اند براي اينكه اين عصاره بالقوه را بالفعل كنند و انسان يك موجودي الهي بشود كه اين موجود الهي تمام صفات حق تعالي در اوست و جلوه گاه نور مقدس حق تعالي است. مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي مي فرمايند:اگر چه آباد كردن هر بخشي از اين مجموعه ي عالم وجود كه دست ما به آن مي رسد، ارزش والايي دارد اما هيچ آبادكردني به قدر آباد كردن روان انسان و فكر انسان كه در حقيقت راه آينده را ترسيم مي كند، نمي رسد. بايد آن راز سعادت جامعه را – كه گرد آمدن بر محور ايمان به خداست- در زندگي و نظام اجتماعي خودمان، هر لحظه قويتر و برجسته تر كنيم ، ملت را به سمت تربيت ديني و اسلامي بيشتر و عميقتر سوق بدهيم، عناصر جوان جامعه را به تربيت اسلامي تربيت كنيم،كاري كنيم كه درجامعه، ارزش‌هاي اسلامي،ارزش هاي مطلق به حساب بيايد و همه ي ارزش هاي ديگر در مقابل آن كم رنگ باشد. يك جامعه، ممكن است صنعت، اقتصاد و كشاورزي پيشرفته داشته باشد و مردمش نيز از ثروت كافي بهره مند باشند. اما اگر اين كشور به فكر تربيت ديني و اسلامي نسل خويش نباشند، نمي‌تواند به آينده ي جامعه اش اميد داشته باشد. امروز كشورهايي كه به فكر آينده و تأمين نيروي انساني نيستند، دنياي تلخي را در آينده خبر مي دهند و به يقين تحت نفوذ قدرت هاي سلطه گر قرار خواهند گرفت. * بنابراين، در جامعه اي كه تربيت افراد،تربيت ديني باشد، قهراً مردم توانايي درك، فهم و معرفت بيشتري را دارند و اين تربيت ديني كه برگرفته از سنت هاي ديني مي‌باشد، خود مي تواند در برپايي فرائض الهي از جمله امربه معروف ونهي از منكر نقش داشته باشد، اگر هريك از جوامع اسلامي به تربيت ديني افراد خويش اهميت دهد، بنابراين، جهان اسلام با برپايي واجبات الهي تحقق مي يابد.امربه معروف و نهي ازمنكر كه يكي از اركان اساسي اسلام و ضامن برپا داشتن همه‌ي فرايض اسلامي است . بايد در جامعه ي ما احيا شود و هر فردي از آحاد مردم خود را در گسترش نيكي و برچيده شدن زشتي، گمراهي و فساد مسئول احساس كند. ما هنوز تا يك جامعه ي كاملاً اسلامي كه نيك بختي دنيا و آخرت مردم را به طور كامل تأمين كند و تباهي، كجروي، ظلم و انحطاط را ريشه كن سازد، فاصله ي زيادي داريم. اين فاصله بايد با همت مردم و تلاش مسئولان طي شود و پيمودن آن با همگاني شدن امربه معروف و نهي ازمنكر آسان گردد.حضرت امير در نهج البلاغه مي فرمايد: « وَ ما اَعمالُ البرِّ كُلُّها وَ الجهادُ في سَبيلِ اللهِ عِنْدَ الامْرِ بِالمعروفِ وَ النَّهي عَنِ المُنْكَرِ اِلّا كَنَفثَهٍ فِي بَحْرٍ لُجّيٍ»، يعني« همه ی كارهاي نيك نسبت به جهاد در راه خدا مانند قطره نسبت به درياست و همه ي كارهاي نيك به ضميمه ي جهاد در راه خدا در برابر امربه معروف ونهي ازمنكر، چون قطره نسبت به درياست.» (نهج البلاغه،ص1263) امربه معروف ونهي ازمنكر در مقياس و سيع و عمومي حتي از جهاد بالاتر است . پايه ي دين را امربه معروف ونهي ازمنكر محكم مي كند، اساس جهاد را امربه معروف ونهي از منكر استوار مي كند.نهي از منكر،اراده،تصميم،قدرت وشجاعت، لازم دارد،لذا آحادمردم بايدبا شجاعت ‌ و قوت نفس‌از عملي‌شدن‌خلاف هاي‌سياسي،اقتصادي،اداري و فرهنگي در جامعه،‌ممانعت كنند و با نهي‌از منكربه‌كسي اجازه‌ي غيبت،دروغ گويي،شايعه پراكني،توطئه،كم كاري، و ناراحتي تراشي،دزدي مال مردم و برباد دادن آبروي‌ديگران ندهند. حضرت امام جعفرصادق(ع) در بيان آيه ي شريفه ي « چون فراموش كردند آنچه به آنها تذكر داده شد، فقط آنها را كه نهي از منكر مي كردند نجات داديم. » فرمود: اين جمعيت سه دسته بودند :
    1- كساني كه عمل مي كردند و ديگران را نيز امر به معروف مي نمودند نجات يافتند.
    2- كساني كه عمل مي كردند ولي امربه معروف و نهي ازمنكر نمي كردند، آنها مسخ شدند.
    3- آنهايي كه نه عمل مي نمودند و نه امر به معروف مي‌كردند، آنها هلاك شدند.(جزء 14،بحارالانوار،ص57)
    اويس قرني مي گويد: به خدا قسم دست از امربه معروف ونهي ازمنكر بر نمي دارم. قسم به خدا به درستي كه مرگ و اندوه آن و ياد روز ترسناك قيامت براي مؤمن در دنيا خشنودي باقي نخواهد گذاشت. ودادن حقوق واجبه، براي كسي طلا و نقره باقي نمي‌گذارد و به درستي كه هرگاه مؤمن خواسته باشد قيام به حق كند و قول حق بگويد، براي او دوستي باقي نمي ماند تا اينكه او را به راه سعادت دلالت كند و از راه بد جلوگيري نمايد« يعني امر به معروف ونهي از منكر نمايد.» بلكه روزگار او،به جايي منتهي خواهد شدكه علاوه بر اينكه دوستانش دست از او بر مي دارند،دشمن او هم خواهندگرديد و او را فحش ودشنام خواهند دادوبه خدا قسم اين دشمني ما را از گفتن حق باز نمي‌دارد. و نيز در نهج البلاغه، امام علي(ع) خطاب به جابربن عبدالله انصاري مي فرمايد: اي جابر! استواري در دين و دنيا، به چهار چيز است : عالمي كه به علم خود عمل كند، جاهلي كه از آموختن سرباز نزند، بخشنده اي كه از بخشش بخل نورزد و فقيري كه آخرت خود را به دنيا نفروشد. پس هرگاه عالم، علم خود را تباه كند، نادان به آموختن روي نياورد. هرگاه بي نياز در بخشش بخل ورزد، تهيدست آخرت خويش را به دنيا فروشد. اي جابر! كسي كه نعمت هاي فراوان خدا به او روي كرد، نيازهاي فراوان مردم نيز به او روي مي آورد، پس اگر صاحب نعمتي حقوق واجب الهي ( از جمله امربه معروف ونهي ازمنكر) را بپردازد ، خداوند نعمت ها را بر او جاودانه سازد و آن كس كه حقوق واجب الهي را نپردازد خداوند آن را به زوال و نابودي كشاند. (نهج البلاغه، حكمت372،ص719)
    تحقق امنيت فردي و ملي بر ساحل معنويت اسلامي
    امنيت در لغت به معناي بي خوفي و امن، بي بيمي و يا آزادي از اضطراب و بيمناكي و داشتن اعتماد و اطمينان موجه و مستند است و يا در معرض خطر نبودن يا از خطر محافظت شدن را گويند. مفهوم امنيت ملي، و اكنشي است كه نه تنها به ماهيت خاص دولت هاي غربي بلكه به ماهيت خاص محيط بين المللي، آنها مربوط مي گردد.امنيت ملي، مهم ترين اصل در ثبات سياسي و استقلال يك كشور و يا يك واحد سياسي است، چرا كه بقاي تماميت ارضي و استمرار حكومت يك كشور، بستگي به امنيت ملي دارد. اهميت اين موضوع، زماني قابل درك است كه بدانيم عده ي زيادي امنيت ملي را پيش شرط تأمين ساير اهداف ملي مي دانند و معتقدند در گرو تأمين و برقراري امنيت ملي است كه ما مي توانيم به ديگر اهداف ملي خود، نظير اهداف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، نظامي،فرهنگي و... در سطح بالاتري دست يابيم.امنيت نعمت بزرگي است، در قرآن هم راجع به امن و امنيت سخن رفته است، در هر جامعه اي،زمينه ي لازم براي پيشرفت هاي مادي و معنوي امنيت است. ليكن شرط حركت عظيم اجتماعي براي يك ملت، در درجه ي اول، امنيت است. امنيت ملي به وضعيتي گفته مي شود كه طي آن يك ملت قادر است اهداف، منافع و ارزش هاي حياتي مورد نظر خود را در سطح ملي و فراملي گسترش دهد و يا حداقل در برابر تهديدات بالقوه و بالفعل داخلي و خارجي، از آنها محافظت كند.امنيت ملي حالت يا رفتاري است كه يك ملت براي حفظ و ثبات سياسي، اقتصادي و دستيابي به پيشرفت هاي مادي و معنوي در سطح فراملي و ملي انجام مي دهد از اين طريق در عين پيشگيري از همه گونه تهديدهاي داخلي و خارجي، ساير اهداف ملي خود را تأمين مي نمايد. در واقع اهميت و ضرورت تأمين امنيت، زماني براي ما حائز اهميت است كه بدانيم مهم ترين هدف دشمن ، مخدوش كردن اين واقعيت مي باشد چرا كه دشمن به خوبي دريافته است كه امنيت ملي به عنوان مهم ترين اصل در ثبات سياسي و استقلال كشور بوده، بقاء، دوام و استقلال، آزادي، ثبات و استمرار يك حكومت نيز در گرو تأمين اين مهم قلمداد مي شود.اگر بخواهيم درست تشخيص بدهيم كه براي پيشرفت يك كشور امنيت چقدر اهميت دارد از برخورد دشمن با مقوله ي امنيت، مي شود اين را فهميد. وقتي انقلاب پيروز شد در واقع يك مانع بزرگ از مقابل ملت ايران برداشته شد كه بتواند در ميدان‌هايي كه در طول صدسال، صدوپنجاه سال عقب مانده بود، جبران عقب ماندگي‌هاي گذشته را بكند. نظام اسلامي، آماده بود كه هدايت مردم را در پيشرفت،در همه اين ميدانها بر عهده بگيرد و ملت ايران در زمينه ي علم، صنعت، خودكفايي و در زمينه مسائل فكري، عملي، مادي و معنوي به حركت عظيمي دست بزند و آن را شروع كند. اولين كاري كه دشمنان براي سنگ اندازي در اين راه انجام دادند ايجاد نا امني بود، يعني مرزهاي ما را ناامن كردند، ببينيد، اين نكته ي خيلي اساسي و مهمي بود. بنابراين، يكي از ثمرات انجام امربه معروف ونهي از منكر تحقق و ايجاد امنيت فردي و ملي است. زيرا هنگامي كه اين اصل در جامعه به نحوي كه قرآن سفارش كرده اجرا شود، افراد خلافكار جامعه دست از كار زشت خويش مي كشند و به اين ترتيب امنيت در جامعه و شايد به نحوه گسترده تر يعني درجهان نيز تحقق يابد.امام محمدباقر(ع) مي فرمايد: « اِنَّ الاَمْرَ بِالْمَعروفِ وَ النَّهي عَنِ المُنْكَرِ سَبيلُ الاَنبياء وَ مِنْهاجُ الصُلَحاءِ، فَريضَهٌ عَظيمَهٌ بها تُقامُ الفَرائضُ وَ تُاْمَنُ المَذاهبُِ وَ تُخِلُّ المَكاسِبُ وَ تُرَدُّ المَظالِمُ، وَ تَثْمُرُ الاَرض، وَ يَنْعَصَفُ مِنَ الاعداء وَ يَسْتَقيمُ الأَمْر»(فروع كافي،ج5،ص55)و نيز اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد: شكايت به خدا مي برم از جمعيتي كه در جهل و ناداني زندگي مي كنند، و درگمراهي مي ميرند، و در ميانشان متاعي كسادتر از قرآن نيست، اگر آن را آن چنان كه بايد تلاوت كنند، و نيز متاعي پرمشتري تر از آن نتوان يافت اگر آن را تحريف سازند و (معني آن رادگرگون سازند.)ودرنظر آنان چيزي زشت تر از نيكي ها و زيباتر از زشتي ها وجود ندارد.(نهج البلاغه،خطبه 17)همچنين در حكمت 252 مي فرمايند: خدا ايمان را براي پاكسازي دل از شرك، و نماز را براي پاك بودن از كبر و خودپسندي، و زكات را عامل فزوني روزي، و روزه را براي آزمودن اخلاص بندگان، حج را براي نزديكي و همبستگي مسلمانان، جهاد را براي عزت اسلام، و امر به معروف را براي اصلاح توده هاي ناآگاه، ونهي ازمنكر را براي بازداشتن بي خردان از زشتي ها واجب كرد. آري، مَثَل كسي كه براي اقامه ي حدود الهي قيام مي كند و كسي كه سازشكار است، همانند گروهي از مردم است كه در يك كشتي سوار شده اند، وقتي هركدام از مسافران در جايگاه مخصوص قرار گرفتند، عده اي در طبقه ي بالا و عده اي در پايين، آنهايي كه در طبقه ي پايين بودند، خواستند كه به طبقه ي بالا بروند لكن فوق نشينان از ورود آنان ممانعت كردند كه ما اذيت می شويم، آنان گفتند: ما در قسمت خودمان كه طبقه ي پايين است، شكافي ايجاد مي كنيم و كاري به شما نداريم و شما را اذيت نمي‌كنيم. در اين صورت اگر آنان را به خودشان واگذارند و مانع كارشان نگردند، همگي نابود مي شوند و اگر دست آنان را گرفته و مانع شوند، هم آنان را نجات داده اند و هم خودشان نجات يافته اند. در پرتو اين تمثيل زيبا، بايد بگوييم در محيط يك جامعه براي سالم سازي آن لازم است كه هم كارگزاران و هم افراد جامعه، به اقامه ي فريضه ي امربه معروف ونهي ازمنكر برخيزند و از هرگونه بي تفاوتي و بي مسئوليتي، بپرهيزند تا هم خود بتوانند در جاده ي كمال و سعادت با امنيت تمام سير كنند و هم ديگران را از سقوط در دام هاي شيطاني برهانند.
    حاكميت انسان هاي الهي ، مردمي بودن مسئولان و افول قدرت هاي پوشالي
    امام خميني(ره) مي فرمايند: امروزه ما مي بينيم كه فرماندارهاي سراسر كشور، به طوري كه آقا گفتند، بخشدارها، بعضي از كشاورزها و بعضي از مردم عادي دريك جا نشستند، اگر نخست وزير و وزير كشور هم كه اينجا تشريف دارند و رئيس جمهور و اينها هم بودند، اينها هم در بين اينها همان طور نشسته بودند كه اگر كسي از خارج بيايد تشخيص نمي دهد كه كدام وزيرند و كدام فرماندارند و كدام بخشدارند و كدام از مردم عادي هستند. اين همان بود كه در روايات ما هست كه اگر كسي وارد مي شد درمسجد رسول الله و ايشان با اصحاب نشسته بودند تميز نمي داد،مي گفت كدام يكي تان هستيد. سابق معلوم بود هركه مي آمد در مجلسي، در يك جايي وارد مي شد معلوم بود كه حكومت كسي هست. براي اينكه آن در آن بالا نشسته بود با يك يال و كوپال و يك طور وضع خاص، مردم مي فهميدند كه اين است. اما رسول خدا(ص) در مدينه كه مركز حكومت ايشان بود و سعه ي حكومتش هم آن وقت زياد بود، عرب مي آمد مي ديد كه چند نفر نشستند دور هم، با هم صحبت مي كنند، او نمي توانست بفهمد كه كدام يكي از اينها در رأس واقع است و حاكم است و كدام يك از اينها پايين تر هستند. وضع زندگي اين بود كه تعليم بدهد به ما كه بايد اينجور باشيد كه ما بفهميم تكليفمان چي هست. من اميدوارم كه همين طوري كه وضع ظاهري شما آقايان فرمانداران، بخشداران، و ديگران و همين طور همه اجزاء حكومت اسلامي، امروز همان طور كه وضع ظاهريشان يك وضع بي آلايشي است وضع روحي و معنويتان هم همان طور باشد.كوشش كنيد كه با بندگان خدا جوري رفتار كنيد كه امامان شما رفتار مي كردند، پيغمبر شما رفتار مي كرد و ساير انبياء رفتار مي كردند. گمان نكنيد كه حالا فلان نخست وزير است، فلان وزيركشور است فلان رئيس جمهور است ، فلان رئيس مجلس است، فلان استاندار است و... گمان نكنيد كه اينها يك چيزي است ، آن كه همه چيز است به دست آوردن رضاي خداست، و آن به اين است كه رضاي مخلوق خدا را به دست بياوريد. با مردم كه شما سروكار داريد، اين مردم را بايدرضايشان را به دست بياوريد. همين مردم كوچه و بازار، كشاورزهاي بسيار عزيز، كارمندان و كساني كه در كارخانه‌ها زحمت مي كشند، اينها هستند كه مايه ي افتخار يك ملت و مايه ي پيروزي يك ملت است. پيروزي را براي ما و شما اينها به دست آوردند و اينها ولي نعمت ما هستند. وما بايد اين معنا را در قلبمان احساس كنيم كه با اين ولي نعمت هاي خودمان رفتاري بكنيم كه خدا از آن رفتار راضي باشد. گمان نكند آن كسي كه فرماندار يك جايي است بايد به رعيت آنجا، به مردم عادي آنجا، به بازاري آنجا يك وقت خداي نخواسته يك بالاتري بفروشد آن طوري كه ساخت فرمانداران زمان سابق بود. فرق بين جمهوري اسلامي و شاهنشاهي اين است كه جمهوري اسلامي از مردم است و جمهوري اسلامي رهين همين مردم عادي كشور است ، شاهنشاهي مي گفت اين طور نيست، مردم بايد تحت سلطه ي ما باشند و با مردم آن طور مي كردند. با بندگان خدا رفتار خوب كنيد و پيروزي از آنها به دست ما آمده است.رئيس اول اسلام هم همين طور بود كه با مردم معاشرت مي كرد، مثل معاشرت يك نفر آدم با يك نفر ديگر. مثل دو نفر برادر كه اينجا نشسته بودند. پيغمبر اكرم(ص) كه رئيس اسلام بود در مسجد مي آمدند و مي نشستند، و رفقايشان هم، اصحابشان هم دورشان مي نشستند باهم ، جوري بود جلسه كه وقتي يك كسي مي آمد ازخارج، نمي‌شناخت كه اينها كدام يك پيغمبرند كدام يك غيرپيغمبر، مي پرسيد كه كدام يكي‌تان هستيد؟ وضع اين طوري بود، اين طوري با مردم و جامعه رفتار مي كردند.از آن طرف قدرت اين طور بود كه ايران را، آن امپراطوري بزرگ ايران را ، شكست دادند، آن امپراطوري بزرگ روم را هم شكست دادند. در عين حالي كه وضع، يك وضع ساده اي بود، بين خودشان به دستور قرآن رحمت بود، و بر ديگران شدت. آري، در چنين جامعه اي كه امربه معروف ونهي از منكر انجام گيرد، از ثمرات و تجليات انجام آن ،حاكميت انسانهايي الهي چون پيامبر(ص) و افول و از بين رفتن قدرتهايي چون امپراطوري بزرگ ايران و روم است. در طول زندگي انسان به دور از حاكميت انسان هاي الهي ، معنويت و ارزش هاي معنوي چه جايگاهي خواهند داشت؟ آيا جز اين است كه بشريت گم گشته و راه را گم كرده، پيوسته در مسير انحطاط معنوي گام بر مي دارد و با پيروي از تمايلات نفساني و وسوسه هاي شيطاني، يك يك زيبائي ها و خوبي هاي حيات خود را به فراموشي سپرده و با دست خود آنها را در گورستان شهوات دفن كرده است؟ پاكي و پاكدامني، صداقت و درستكاري، تعاون و همكاري، گذشت و ايثار، احسان و نيكوكاري، جاي خود را به هواپرستي و شهوت راني، دروغ و دغل بازي، خودمحوري و موقعيت جويي، خيانت و جنايت، زياده خواهي و افزون طلبي داده است. بنابراين، تنها با ظهور و حاكميت انسان هاي الهي است كه بخش معنوي وجود آدمي سر و سامان مي گيرد و ارزش هاي انساني و اجراي امر به معروف و نهي ازمنكر در همه ي ابعاد زندگي رونق و طراوت مي يابد. در جهاني كه تحت حاكميت الهي است ،خوبي ها ترويج مي شود و از بدي ها نهي مي گردد و با بدكاران برخورد قانوني مي شود. امام محمدباقر(ع) مي فرمايد:« امربه معروف ونهي ازمنكر، دو آفريده ي الهي هستند كه هركس آنها را ياري كند خدا ياريش مي كند و هركس آن دو را تنها گذارد، خدا تنهايش مي گذارد.» (فروع كافي،ج5،ص59،ح11) و (بحارالانوار،ج100،ص75)امام خميني(ره)مي فرمايد: اصلاح جامعه در پرتو امربه معروف ونهي ازمنكر است.كوشش كنيد كه احكام اسلام را هم عمل كنيد و هم وادار كنيد كه ديگران عمل كنند. همان طوري كه هر شخص و هر فردي، موظف است كه خودش را اصلاح كند. موظف است كه ديگران را هم اصلاح كند اصل امر به معروف و نهي ازمنكر، براي همين است كه جامعه را اصلاح كند.
    تجلّي سنبل هاي ديني در جامعه‌ي بشري
    بي شك، پيامبران الهي و به ويژه خاتم و افضل آنها ،حضرت محمدبن عبدالله(ص) از آن رو كه به منبع وحي متصلند و از جانب خداي تعالي، مؤيد بهترين الگوي عملي مردم براي رسيدن به فلاح و رستگاري در زندگي دنيوي و اخروي به شمار مي آيند. آنان مصداق نام انسان كاملند. از اين رو، خداي تعالي در آياتي چند از قرآن كريم و حضرت اميرالمؤمنين(ع) در نهج البلاغه به تكرار، رسول اكرم را شايسته ترين الگوي اقتداي مردم معرفي كرده و محبوب ترين بندگان را كسي دانسته كه از آن حضرت پيروي كند. تا آنجا كه به فرزندش امام حسن(ع) سفارش فرموده تا رسول خدا(ص) را پيشوا و رهبر خود گيرد و براي كسب سعادت دين ، دنيا و نجات از مهلكه هاي اخلاقي، پيشوايي او را بپذيرد. امام علي(ع) درنهج البلاغه مي فرمايد: « براي تو بسنده است رسول خدا(ص) را مقتدا گرداني و راهنمايي شناخت بدي و عيب هاي دنيا، خوارمايگي و زشتي هاي فراوانش بداني.» (نهج البلاغه خطبه 160).پس به پيامبر پاكيزه و پاك اقتدا كن كه در رفتار او خصلتي است كسي راكه زدودن اندوه خواهد و مايه ي شكيبايي است براي كسي كه شكيبايي طلبد و دوست داشته ترين بندگان خدا كسي است كه رفتار پيامبر را سرمشق خود كند و به دنبال او رود. پس آنكه خواهد بايد پيامبر خود را پيروي كند و بر پي او رود و پاي بر جاي پاي او نهد و گرنه از تباهي ايمن نبود. (نهج البلاغه خطبه 160)وجود چنين الگوهايي در جامعه‌ي آن زمان جاهليت و پيروي كردن از آنها، خود مايه‌ي سرافرازي و خرسندي است و پيشوايي ايشان مايه ي نجات فرد و جامعه ‌ي آن زمان بوده و خواهد بود.مصداق چنين الگوي ديني ،در جامعه ي امروز حضرت امام‌خميني(ره) و آيت الله خامنه اي هستند. حضرت امام خميني(ره) نام آور بزرگ معاصر ،دانشمندي پارسا، پرهيزكار و حكيمي سياستمدار ، مومني نو اندش ، عارفي شجاع و هوشمند ، فرمانروايي عادل و مجاهدي فداكار بود.شخصيت ممتاز و درخشان او در همه ي دوره هاي حيات سياسي اش خيره كننده و منحصر به فرد بود. امام خميني(ره) شخصيتي آن چنان بزرگ بود كه در ميان بزرگان و رهبران جهان و تاريخ بجز انبياء و اولياي الهي ،به دشواري مي‌توان كسي را با اين ابعاد و اين خصوصيات تصور كرد.امام بزرگوار ما با ارائه ي مكتب سياسي اسلام، خط بطلان بر همه ي تلاشهاي فرهنگي و سياسي دشمنان اسلام در طول يك قرن و نيم كشيد، كه سعي كرده بودند اسلام را به كلي از عرصه زندگي و جامعه بيرون كنند. ايشان، شاگرد شايسته اي براي مكتب اهل بيت عصمت و طهارت بود و امام زاده اي است كه در عصر او ظهور حق بر باطل جلوه‌گر گرديد.لذا بي هيچ ترديدي، مي‌توان در كنار مرقد مطهرش اين چنين گفت:« أَشهَدُ أَنَّكَ قَد أَقَمْتَ الحَجَ وَ آتَيتَ الزكاةَ و أََمرتَ بِالمَعرُوفِ وَ نَهَيتَ عَنِ المُنكَرِ وَ جاهَدتَ فِي اللهِ حقَّ جِهادِهِ حَتّي اَتاكَ اليَقين» علي(ع) در ترجمه ي نامه 45 مي فرمايد:آگاه باش! هر پيروي را امامي است كه از او پيروي مي‌كند، و از نور دانشش روشني مي‌گيرد، آگاه باش! امام شما از دنياي خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضايت داده است، بدانيد كه شما توانايي چنين كاري را نداريد، اما با پرهيزكاري، تلاش فراوان ، پاكدامني و راستي، مرا ياري دهيد.پس سوگند به خدا! من از دنياي شما طلا و نقره اي نيندوخته و از غنيمت هاي آن چيزي ذخيره نكرده ام بر دو جامه ي كهنه ام، جامه اي نيفزوده ام و از زمين دنيا، حتي يك وجب در اختيار نگرفته ام و دنياي شما در چشم من از دانه‌ي تلخ درخت بلوط ناچيزتر است.آري، از آن‌چه آسمان بر آن سايه افكنده، فدك در دست ما بود كه مردمي بر آن بخل ورزيده و مردمي ديگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشيدند.آيا به همين رضايت دهم كه مرا امير‌المؤمنين(ع) خوانند و در تلخي هاي روزگار با مردم شريك نباشم و در سختي هاي زندگي الگوي آنان نگردم؟من و رسول خدا(ص)، چونان روشنايي یک چراغيم، يا چون آرنج به يك بازو پيوسته‌ايم، به خدا سوگند! اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت يكديگر بدهند، از آن روي برنتابم و اگر فرصت داشته باشم به پيكار هم مي شتابم و تلاش مي كنم كه زمين را از اين شخص مسخ شده «معاويه» و اين جسم كج‌انديش، پاك سازم تا سنگ و شن از ميان دانه ها جدا گردد. آري! در اين بيان امام علي(ع) كه خلاصه اي از آن آورده شد، مي‌توان به مصداق‌هايي چون ايمان، پرهيزكاري و تقوا، آرامش، استقلال، اقتدار، صداقت و معنويتشان پي برد.هرگاه در جامعه اي امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر كه از اهم واجبات است، انجام گيرد، نتيجه ي انجام صحيح آن پيدايش الگوهاي ديني در داخل جامعه است.تأثير امربه‌معروف و نهي‌از منكر در جامعه، زماني خواهد بود كه به قول امام حسين(ع) شكم افراد جامعه از حرام پر نشده باشد، چنانكه امام حسين(ع) روز عاشورا به طرفداران يزيد فرمود: «دليل آنكه امربه معروف و نهي ازمنكر من در شما اثر نمي كند، آن است كه شكمهاي شما از حرام پر شده است. آري، لقمه ي حرام مانع از پذيرفتن حق مي شود»«بحارالانوار،ج45،ص8»،گرچه سخن از پيامبر و امام(ع) باشد. لقمه ي حرام مانع مستجاب شدن دعا، مانع از قبول شدن عبادت، باعث گرايش انسان به گناه و طاغوت گرايي مي‌شود.باعث سنگدلي و قساوت قلب مي شود و در نسل اثر منفي مي گذارد و خلاصه مانع تربيت و حركت‌هاي انقلابي صحيح مي شود.
    ظهور زيباييهاي فطري انسان در پرتو تحقق مدل تربيت ديني
    انسان،‌موجودي است كه توانايي كسب كمال را دارد و مي‌تواند خود را به زيورها و زينت هاي اخلاق بيارايد، براي نيل به اين هدف والا، علاوه بر تهذيب نفس از بديها و رفع موانع تكامل اخلاقي، بايد به ايجاد مقتضات بپردازد، يعني نفس را پرورش دهد و اخلاق را به تكامل برساند.تكامل نفس، نيازمند به ابزارهايی است كه اولاً: علف‌هاي هرز وجود انسان را وجين كنند، ثانياً تخم كاشته شده در وجود انسان كه ضامن سعادت و خوش‌بختي اوست را، بپروراند.با توجه به اينكه جايگاه اصلي اخلاق نفس است، نه جسم و اخلاق پسنديده و يا ناپسند از صفات نفس مي‌باشند، علي رغم ثبات ارزش هايي كه در زندگي براي آنهاست يعني ارزش‌هاي فرامعيشتي، فرا ملي، و فرا تاريخي كه ثابت و جاوداني اند، اخلاق چه از زاويه‌ي فرد به آن نگريسته شود و چه از زاويه ي جامعه، از وضعيت فروتر به وضعيت برتر گذر مي‌كند و تكامل مي‌يابد.تكامل، گوهر زندگي است براي رسيدن به اين تكامل نياز به وجود ابزارهايي مي‌باشد كه با روح ملكوتي انسان سنخيت و تناسب داشته باشد. به عبارتي ديگر، نفس، منشاء تمام اعمال،حركات،گفتار،‌خوبي ها و بديهای انسان مي باشد. در آغاز پيدايش از همه‌ي علوم و دانش، فضائل و رذائل خالي است اما بعد از اينكه ابزار و ادواتش را به كار بست و از حواس ظاهري و باطني اش كمك گرفت، كم كم شخصيتش شكل مي‌گيرد. اصلاح آنچه شكل گرفته است، نيازمند به طي 3 مرحله است: مرحله ي نخست، تجليه يعني تهذيب ظاهر و جلا دادن به آن از طريق عمل به دستور محبوب و معشوق ازلي و ابدي. نفس در اين مرحله، قوا و اعضايش را با مراقبت كامل مطيع احكام شرع نموده و پيرو دستور شرع مي‌گردد.مرحله ي دوم: تخليه يعني تهذيب و پاك كردن باطن و خالي كردن آن از ملكات و صفات راسخه، زشت كه مانع تكامل، رشد و پرورش انسان مي باشد. در واقع انجام منكرات يكي از صفات راسخه زشت است كه مانع كمال و رشد معنوي انسان مي شود.ريشه‌كن كردن اين رذائل، زمينه ساز سلامت و پرورش نفس است. انسان هرگاه در پرتو تربيت ديني و اسلام پرورش يابد، سلامت او تضمين خواهد شد و زيباييهايي كه خداوند به طور فطري در وجود او نهاده است، شكوفا خواهد شد و از مرحله ي قوه به فعليت خواهد رسيد.يك انسان متعهد و وارسته، نه تنها با زبان و بيانش، تبلغ و ارشاد مي‌كند، بلكه اعمال و رفتارش نيز براي مردم سرمشق، الگو و اندرز بخش است و اصولاً يك انسان مهذب و خودساخته به گونه اي است كه عملكرد او نيز موجب پند، هدايت و ارشاد مردم مي‌گردد. و راستي كه نمونه ي بارز اين گونه انسان ها، امام خميني(ره) است كه حركت و سكون ايشان آموزنده، پند دهنده و ارشاد كننده است كه اين حركات خود نشأت گرفته از تربيت ديني و اسلامي ايشان مي‌باشد. بنابراين، هنگامي كه امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر، در جامعه اي انجام گيرد و تمام افراد جامعه در برابر همديگر احساس مسئوليت داشته باشند، زيبايیهاي فطري انسان نيز در سايه آن شكوفا خواهد شد. تا جايي كه در آيه اي از قرآن آمده است:« وَ العَصرِ إِنَّ الانسانَ لَفِي خَسرٍإلاْ الذينَ آمَنوا و عَمِلوا الصّالِحاتِ وَ تَواصِوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبر.»(والعصر« سوگند به عصر،‌كه انسان در زيان است، مگر آنان كه ايمان آورده، كارهاي نيك انجام دادند و يكديگر را به حق، راستي، شكيبايي و صبر سفارش كردند.» صاحب تفسير مجمع‌البيان در ذيل سوره‌ي عصر مي‌نويسد: جمله ي وَ تَواصَوا بِالحقِّ اشاره به امربه معروف و نهي ازمنكر است. بديهي است كساني كه يكديگر را به حق سفارش مي‌كنند، بايد طرفدار حق و عامل به آن باشند. و نيز آمده است كه: پس چون آنچه را كه به آنان تذكر داده شده بود فراموش كردند، ما نهي كنندگان از بدي را نجات داديم و كساني كه فسق ورزيدند را به عذاب زيان‌بار گرفتار كرديم. (اعراف/165)در حديثي از علي‌بن‌اسباط با رفع سند، از رسول‌خدا(ص) روايت كرده كه آن حضرت فرمود: خدا رحمت كند كسي را كه ازا اين دو حال مدام يكي را به كار مي‌بندد. يا از كار خير دم مي‌زند، امر به معروف مي‌كند پاداش اخروي را غنيمت خود مي‌سازد و يا خاموشي را عليه كار زشت و سخن بيهوده اختيار مي‌نمايد و در نتيجه از ارتكاب به معصيت و امر به منكر، سالم مي‌ماند. (وسائل الشيعه،ج11، ص397)محمدبن‌عرفه مي‌گويد: خود شنيدم از حضرت امام رضا(ع) از جد بزرگوارش روايت مي‌‌كرده و اين طور خاطر نشان مي‌سازد: هنگامي‌كه امت من از انجام امربه‌معروف و نهي‌از منكر، شانه خالي كنند و اين كار را به همديگر موكول نمايند، پس بايد آمادگي خود را براي روبرو شدن با وقوع واقعه اي كه كيفر الهي را دربردارد، اعلام دارند. (وسائل الشيعه،ج11، ص394)توضيح بر اينكه پيشوايان اسلام، همه طبقات مردم را با انجام امربه معروف و نهي ازمنكر آن دو فريضه ي مهم الهي و اسلامي دعوت كرده اند و كساني كه در انجام اين امر مقدس و حتمي كه سهمگين‌ترين مسئوليت انسان را تشكيل مي‌دهد، بي‌تفاوت باشند، در حقيقت اعلان پيكار با خدا نموده اند. به راستي اگر اين دستور مقدس خدا، به خوبي اجراء گردد،‌ ديگر درندگان آدم نما كه در امواج شهوت و خودخواهي فرورفته اند، نمي‌توانند بندگان خدا را به اسارت و بردگي بكشانند و حقوق ملتها را به عناوين فريبنده پايمال كنند.
    پايان خوش تاريخ، ظهور منجي عالم بشريت،تحقق حكومت جهاني بر پايه ي امربه معروف ونهي از منكر
    اميد و آزادي، تحقق دين نويد كلي جهاني انساني، در زبان روايات اسلامي انتظار فرج خوانده شده و عبادت بلكه افضل عبادات شمرده شده است. اصل انتظار فرج ازيك اصل كلي اسلامي و قرآني ديگر استنتاج مي شود و آن اصل «حرمت يأس از روح الله» است.مردم مؤمن به عنايات الهي ،هرگز و در هيچ شرايطي، اميد خويش را از دست نمي‌دهند و تسليم يأس، نااميدي و بيهوده گرايي نمي گردند. اين انتظار فرج و اين عدم يأس از روح الله، در مورد يك عنايت عمومي و بشري است نه شخصي يا گروهي، و به علاوه توأم است با نويدهاي خاص و مشخص كه به آن قطعيت داده است.انتظار فرج، آرزو، اميد و دل بستن به آينده دو گونه است:انتظاري كه سازنده و نگهدارنده است،تعهدآور است،نيروآفرين و تحرك بخش است، به گونه اي است كه مي‌تواند نوعي عبارت و حق پرستي شمرده شود و انتظاري كه گناه است، ويرانگر است، اسارت بخش است، فلج كننده است، و نوعي اباحيگري محسوب مي گردد. بررسي ديدگاه امام خميني درباره ي انتظار، نشان مي دهد كه يكي از عوامل مهم تربيت جامعه، توجه به مسأله ي انتظار موعود اسلام است. براساس اين ديدگاه، بايد مردم را به گونه اي تربيت كرد كه شايستگي همكاري و همراهي با امام معصوم(ص) را پيدا كنند تا زمينه ي ظهور او فراهم شود. برداشت هايي كه از مفهوم انتظار و زمينه سازي ظهور امام زمان(عج) وجود دارد عبارتند از اينكه :گروهي انتظار را همان مهيّا بودن مي دانند و به طور محدود امربه معروف ونهي ازمنكر مي‌كنند و بيش از اين احساس تكليف نمي كنند.رسول اكرم (ص) مي فرمايد:« كسي كه امربه معروف ونهي ازمنكر كند، جانشين خداوند در زمين و جانشين رسول خدا و جانشين كتاب خداست.»(مجمع البيان،ج2،ص484)دسته اي دست به هيچ كاري نمي زنند تا جهان پر از ظلم شود و امام ظهور كند. امام صادق(ع) مي فرمايد: كسي كه منكري را مشاهده مي كند و قدرت جلوگيري از آن را دارد ولي مانع آن نمي شود، به درستي كه دوست دارد خدا نافرماني شود و هركس كه دوست دارد خدا نافرماني شود، به درستي كه دشمنی خود را با خداوند آشكار كرده است و هركس كه بقاء بر ستمگران را دوست داشته باشد به درستي كه دوست دارد، خداوند معصيت شود به راستي كه خداوند متعال خود را بر هلاكت ستمكاران سفارش كرده است. فرقه اي ديگر نيز مردم را به ارتكاب فسق و فجور و ظلم دعوت مي كنند و خود نيز به آنها مي پردازند تا گناه، جهان را فراگيرد و امام زمان ظهور كند.(بحارالانوار،ج100،ص73)امام علي(ع) مي فرمايد: « كسي كه انكار منكر رابا قلب، دست و زبانش ترك كند، مرده اي ميان زندگان است.» (وسائل الشيعه،ج11، ص403) و در جاي ديگر مي فرمايد: « هركس با قلبش معروف را نپذيرد و منكر را انكار نكند، قلبش واژگون مي گردد پس برترها را پايين و پست ها را بالا قرار مي‌دهد.»«نهج البلاغه فیض الاسلام،حکمت 367».گروهي نيز بر اين باورند كه هر حكومتي كه قبل از حكومت موعود اسلام تأسيس شود، باطل است و هر عَلَمي كه برپا شود سرنگون خواهد شد. اما نظر صحيح اين است كه ما بايد با همت، تلاش، تعبد، تقوا پيشگي، اجراي كامل امر به معروف و نهي ازمنكر، دعوت جهان به خير و تأسيس حكومت حق و عدل در جامعه، مردم را به گونه اي اسلامي تربيت كنيم و زمينه ي ظهور آن منجي بزرگ را فراهم آوريم. زيرا حضرت مهدي(عج) خواسته ها را تابع هدايت وحي مي كند، هنگامي كه مردم هدايت را تابع هوس هاي خويش قرار مي دهند، در حالي كه به نام تفسير نظريه هاي گوناگون خود را بر قرآن تحميل مي كنند او نظريه ها و انديشه ها را تابع قرآن مي سازد. و نيز امام علي(ع) خطبه ي 138 مي فرمايد: در آينده آتش جنگ ميان شما افروخته مي گردد و چنگ و دندان نشان مي دهد، با پستان هايي پرشير،كه مكيدن آن شيرين، اما پاياني تلخ و زهرآگين دارد به سوي شما مي آيد. آگاه باشيد! فردايي كه شما را از آن هيچ شناختي نيست. زمامداراي حاكميت پيدا كند كه غير از خاندان حكومت‌هاي امروزي است(حضرت مهدي (عج) ) عمال و كارگزاران حكومت ها را بر اعمال بدشان كيفر خواهد داد، زمين، ميوه هاي دل خود(معادن طلا و نقره) را براي او بيرون مي ريزد و كليدهايش را به او مي‌سپارد، او روش عادلانه در حكومت حق را به شما مي نماياند و كتاب خدا و سنت پيامبر(ص) را كه تا آن روز متروك ماندند، زنده مي كند. و در خطبه ي 150 نهج البلاغه امام علي(ع) درباره‌ي ره آورد حكومت حضرت مهدي(عج) مي فرمايند : بدانيد آن كس از ما كه (حضرت مهدي (عج)) فتنه هاي آينده را دريابد، با چراغي روشنگر در آن گام مي نهد و بر همان سيره و روش پيامبر و امامان رفتار مي كند تا گره ها را بگشايد، بردگان و ملت هاي اسير را آزاد سازد، جمعيت هاي گمراه و ستمگر را پراكنده و حق جويان پراكنده را جمع آوري مي كند. حضرت مهدي (عج) سالهاي طولاني در پنهاني از مردم به سر مي برد آن چنان كه اثرشناسان اثر قدمش را نمي شناسند،گرچه دريافتن اثر ونشانه ها تلاش فراوان كنند. سپس گروهي براي درهم كوبيدن فتنه ها آماده مي‌گردند. و چونان شمشيرها صيقل مي‌خورند، ديده هاشان با قرآن روشنايي گيردودرگوش هايشان تفسير قرآن‌طنين افكند و در صبحگاهان وشامگاهان جام هاي حكمت سرمي‌كشند. پيامبراكرم(ص) فرمود: «كسي كه معروفي امر كند يا از منكري نهي كند يا بر كار خوبي راهنمايي كند يا به آن اشاره كند شريك در آن نيكي است . و كسي كه بدي امر كند يا به آن راهنمايي كند يا به آن اشاره كند در آن بدي شريك است.» (وسائل الشيعه،ج11، ص398) و(بحارالانوار،ج100،صص88 و76)استكبار جهاني براي دفاع از موضوع ضد انساني خود پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در قلع و قم هواداران اين انقلاب در نقاط مختلف جهان خشونت و روش هاي ضد انسانيت خود را تشديد نموده و از اين پس به خشونت خود خواهد افزود تا آنجا كه جهان احساس خلأ كند احساس خلأ رهبري الهي كه در سطح جهان مستضعفين را رهبري كند و جامعه ي انساني را از بند رژيم هاي خودكامه رهايي بخشد و آنجاست كه بقيه الله، وارث انبياء الهي از آدم تا خاتم حضرت مهدي(عج) كه آفريدگار هستي وجودش را براي آن روز ذخيره نموده، قيام مي كند.حكومت جهاني اسلام تشكيل مي گردد. در اين رابطه حسام الدين هندي كه يكي از دانشمندان بزرگ اهل سنت است، حديث جالبي از پيامبرنقل مي كند: « مردمي از شرق قيام مي كنند و زمينه را براي انقلاب جهاني مهدي (عج) فراهم مي سازند.» ( در اينجا اين سئوال پيش مي آيد كه ايا زمينه سازي براي ظهور آقا امام زمان (عج) جز بدين صورت است كه منكرات را از بين ببريم و معروفها را رواج دهيم؟ و جز اين است كه هركدام از ما در برابر انجام منكرات ديگران و ترك معروف ها، احساس مسئوليت نماييم و به انجام اين دو فريضه بپردازيم؟اميرالمؤمنين(ع) وقتي بر اثر ضربت ابن ملجم در بستر شهادت قرار گرفت، به فرزندانش امام حسن(ع) و امام حسين(ع) وصيتي كرد و در ضمن آن فرمود: « لا تَتْرِكُوا الامر بالمعروفِ و النَهيَ عَنِ المنكر فَيُوَلّي عليكُمْ شِرارُكُم ثُمَّ تَدْعونَ فَلا يَستَجابُ لَكُمْ»، « امر به معروف ونهي ازمنكر را ترك آن، نكنيد كه در صورت ترك اشرار بر شما مسلط مي شوند، پس هرچه دعا كنيد مستجاب نمي گردد.» (نهج البلاغه،خطبه 286)بنابراين، هرگاه اين امري كه خداوند واجب كرده در جامعه مورد توجه و تأييد همگان قرار گيرد، حكومت جهاني نيز بر پايه ي اين امر واجب، تحقق پيدا مي كند و زمينه‌ي تشكيل حكومت جهاني نيز مهيا مي گردد. در حكومت جهاني امام مهدي(عج) فريضه ي بزرگ امربه معروف و نهي ازمنكر، به صورت گسترده به اجرا گذاشته خواهد شد، همان واجبي كه قرآن كريم بر آن تأكيد ورزيده و آن را از ويژگي هاي امت اسلامي به عنوان برگزيده ی امت ها شمرده است. همان امري كه به سبب آن، همه ی واجبات الهي اقامه مي گردد و واگذاشتن آن، عامل اساسي در هلاكت و نابودي خوبي ها و رشد و زيادي بدي ها در اجتماعات بوده است.و از بهترين و والاترين مراتب امربه معروف و نهي ازمنكر، آن است كه رئيس حكومت و كارگزاران آن امركننده به خوبي ها و بازدارنده از زشتي ها باشند. امام باقر(ع) مي فرمايد: « اَلْمَهدي وَ اَصْحابُهُ ... يَأْمرونَ بِالْمَعروفِ وَ يَنْهَونَ عَنِ المُنْكَرِ»، « مهدي و ياران او... امربه معروف ونهي از منكر مي كنند.».«بحار الانوار،ج51،ص47»نهي ازمنكر كه يكي از شاخصه هاي حكومت الهي، است تنها به زبان نخواهد بود بلكه در عمل با منكرات و زشتي ها مبارزه خواهد شد تا جايي براي فساد و رذايل اخلاقي در جامعه نماند و محيط زندگي از زشتي ها پاك گردد.در دعاي ندبه كه آهنگ فراق و نواي جدايي از يار غايب است، مي خوانيم : « اَيْنَ قاطِعُ حَبائِلَ الكِذْبِ و الْاِفتراء اَيْنَ طامِسُ آثارَ الزَّيْغِ وَ الْاَهواء»، « كجاست آنكه ريسمان هاي دروغ و افترا را ريشه كن خواهد كرد؟ كجاست آنكه آثار گمراهي و هوي و هوس را نابود خواهد ساخت؟»
    امربه معروف و نهي از منكر ؛ ظهور مردم سالاري ديني در مقابل ليبرال دموكراسي
    مردم سالاري ديني نظامي است كه در آن، حكومت براي مردم بوده و ولي فقيه براساس فرهنگ اسلامي جامعه را اداره مي كند. در اين چارچوب، مردم در بالاترين سطح در تصميم گيري مشاركت دارند. در اين نظام ، مردم به برتري باورهاي ديني ايمان دارند و آن را حق نهايي مي شمارند. بدين سبب، تا آن جا كه دستورهاي الهي با امور عمومي جامعه ارتباط مي يابد، آن را به صورت خير عمومي مي پذيرند و جامعه طبق آن اداره مي شود.ولي در دموكراسي غربي، با طرح تكثرگرايي در حوزه ي شناخت شناسي، رهبران در رابطه با آموزه هاي ديني، هيچ گونه محدوديتي احساس نمي كنند، بنابراين مي توانند به راحتي تحت لواي نام مردم بر اساس منافع و هوا و هوس هاي خود، جامعه را اداره كنند. مقام معظم رهبري در اين خصوص مي فرمايند: اولاً : مردم سالاري ديني دو چيزنيست، اين طور نيست كه ما دموكراسي را از غرب بگيريم و به دين سنجاق بكنيم تا بتوانيم يك مجموعه ي كامل داشته باشيم، نه، خود اين مردم سالاري هم متعلق به دين است. طرح گسترده ي بحث مردم سالاري ديني در فاصله ي سال هاي 80-79 اين تلقي را ايجاد كرد كه گويا در انديشه ي سياسي مقام معظم رهبري،تحولي ايجاد شده است اما با مراجعه به آراي گذشته‌ي وي معلوم مي شود، همين مباحث را در گذشته نيز داشته، اما متناسب با اوضاع فكري جديد، شرح نوي از همان نظريه جمهوري اسلامي است. رهبر در سال هاي آغازين انقلاب اسلامي در خطبه ي نماز جمعه مي گويد: اين كه گفته مي شود دموكراسي و مردم سالاري، يك حكومت غيرديني است و حكومت دين نمي تواند يك حكومت مردم سالاري باشد اين يك مغالطه است.حكومت اسلامي، مي تواند در عين اينكه حكومت الهي باشد، حكومت مردمي نيز باشد، نمونه اش در صدر اسلام، زمان رسول اكرم(ص) و خلفا در اوايل و نمونه ی ديگرش، حكومت جمهوري اسلامي كه حكومت مردم است، حكومت عواطف مردم، حكومت آراي مردم، حكومت انتخاب مردم و حكومت عناصر مردمي در اين حكومت. چنانكه امام علي(ع) در ترجمه ي خطبه ي 216 مي فرمايد: و در ميان حقوق الهي، بزرگ ترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است، حق واجبي كه خداي سبحان بر هر دو گروه لازم شمرد و آن را عامل پايداري پيوند ملت و رهبر و عزت دين قرار داد. پس رعيت اصلاح نمي شود جز آنكه زمامداران اصلاح گردند و زمامداران اصلاح نمي شوند جز با درستكاري رعيت.و آنگاه كه مردم حق رهبري را ادا كنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت يابد و راههاي دين پديدار، نشانه هاي عدالت برقرار، و سنت پيامبر پايدار گردد. پس روزگار، اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت، اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مي گردد.اما اگر مردم، بر حكومت چيره شوند يا زمامدار بر رعيت ستم كند وحدت كلمه از بين مي رود، نشانه هاي ستم، آشكار و نيرنگ بازي، در دين فراوان مي گردد و راه گسترده ی سنت پيامبر(ص) متروك، هواپرستي فراوان، احكام دين تعطيل و بيماري هاي دل، فراوان مي شوند.مردم از اينكه حق بزرگي فراموش مي شود يا باطل خطرناكي در جامعه رواج مي‌يابد، احساس نگراني نمي كنند. پس در آن زمان، نيكان خوار و بدان قدرتمند مي‌شوند و كيفر الهي بربندگان بزرگ و دردناك خواهد بود. پس، بر شماست كه يكديگر را نصيحت كنيد و نيكو همكاري نماييد.درست است كه هيچ كس نمي تواند حق اطاعت خداوندي را چنانكه بايد بگذارد، هرچند در به دست آوردن رضاي خدا حريص باشد، و دركار بندگي تلاش فراوان نمايد، لكن بايد به مقدار توان، حقوق الهي را رعايت كند كه يكي از واجبات الهي ، يكديگر را به اندازه ي توان نصيحت كردن، برپا داشتن حق وياري دادن به يكديگر است.هيچ كس، هرچند قدر او در حق بزرگ، و ارزش او در دين بيشتر باشد، بي نياز نيست كه او را در انجام حق ياري رسانند و هيچ كس گرچه مردم او را خوار شمارند و در ديده ها بي ارزش باشد ،كوچك تر از آن نيست كه كسي را در انجام حق ياري كند. يا ديگري به ياري او برخيزد. پس بنابراين هرگاه فردي كه در رأس حكومت است منتخب و مورد اطمينان مردم باشد ، مردم نيز فرمانبري بيشتري از او خواهند داشت و امر ونهي او را در زندگي به كار خواهند برد.
    مقام معظم رهبري در ديدار با انجمن هاي اسلامي دانشجويان سراسر كشور، با تمايز گذاشتن بين مردم سالاري ديني و دموكراسي غربي مي فرمايد: مردم سالاري ديني به معناي تركيب دين و مردم سالاري نيست، بلكه يك حقيقت واحد و جاري در جوهره ي نظام اسلامي است، چرا كه اگرنظامي بخواهد بر مبناي دين عمل كند، بدون مردم نمي‌شود،ضمن آنكه تحقق حكومت مردم سالاري واقعي، هم بدون دين امكان پذير نيست. ديدگاهي كه حاكميت را از آنِ خدا مي داند و اعتقاد دارد : خداوند كه به همه‌ي نيازها و كمبودهاي انسان آگاه است ، از طريق احكام ديني،انسان ها را هدايت و بهترين قوانين فردي و اجتماعي را براي آنها وضع كرده است، بنابراين مردم مسلمان در سايه ي آموزه هاي ديني، نوع حكومت را بر مي گزينند و خواست عمومي آنها قابل انفكاك از باورهاي ديني آنها نيست. انديشه‌ي مقام معظم رهبري در چارچوب اين ديدگاه، قابل تحليل و ارزيابي است كه: در نظام اسلامي،يعني مردم سالاري ديني، مردم انتخاب مي كنند، تصميم مي گيرند و سرنوشت اداره ي كشور را به وسيله ي منتخبان خودشان در اختيار دارند، اما اين خواست ، انتخاب و اراده، در سايه ي هدايت الهي هرگز به بيرون از جاده ي صلاح و فلاح راه نمي برد و از صراط مستقيم خارج نمي شود. بنابراين، هدايت الهي در حوزه ي قوانين و احكام الهي كه از هرگونه عيب و نقص به دور هستند، قابل تحقق است. پس هنگامي كه قوانين الهي از جمله امربه معروف و نهي از منكر در جامعه به بهترين نحو انجام گيرد از ثمرات انجام اين عمل الهي، ظهور مردم سالاري ديني است و هرگاه حكومت، مردمي باشد و كارگزاران حكومت از خود مردم باشند و آن حكومت هم اسلا

       

    امروز


    سه شنبه 18/11/90 ساعت 12:42

    صفحات پر بازديد

    :: اداره تبلیغات اسلامی شهرستان دهلران :: ( 6463 )
    روز تبليغ و اطلاع رساني ديني ( 738 )
    ويژه نامه ي مبعث رسول اكرم(ص) ( 470 )
    امير دلها : امام کاظم (ع) ( 426 )
    طرح قرآنی تلاوت احسن 1 ( 425 )
    تبيات استان ها ( 334 )
    روز شمار انقلاب اسلامي ( 327 )
    ویژه نامه دفاع مقدس درکتابخانه دیجیتالی تبیان ( 310 )
    سال پيامبر اعظم(ص) ( 310 )
    محدوديت مصرف در تشريع اسلامى ( 307 )
    گالري تصاوير ( 297 )
    كتابخانه موضوعي سازمان تبليغات اسلامي شهرستان دهلران ( 281 )
    نمایندگی تبلیغی موسیان ( 272 )
    سال اصلاح الگوي مصرف ( 267 )
    ابن سيناي زمان ( 258 )
    احكام اعتكاف ( 4 )

    اوقات شرعي


    اذان صبح :

    طلوع خورشید :

    اذان ظهر :

    غروب خورشید :

    اذان مغرب :

    رعايت 1 دقيقه احتياط لازم است

    ورود اعضا

    Copyright 2010. Design & Developed By chabok . All Right Reserved . Best View 1024*768 pix
    کلیه مطالب محفوظ و متعلق به اداره تبلیغات شهرستان دهلران می باشد